همانطور که می دانید پیامبران اولوالعظم علیهم السلام هر کدام معجزاتی داشته اند که به واسطه آن بتوانند مردم را به راه راست هدایت کنند. حضرت عیسی هم یکی از پیامبرانی است که معجزات گوناگونی داشتند که معروف ترین معجزه ایشان، زنده کردن مردگان و شفای بیماران است. آسمونی در این بخش به معرفی معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) می پردازد.

معجزات حضرت عیسی (علیه السلام)

معجزات حضرت عیسی بن مریم را میتوان به دو بخش کلی، معجزات پیش از آغاز رسالت و معجزات پس از رسالت تقسیم کرد:

معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) پیش از رسالت

ولادت عیسی بن مریم

قرآن کریم اولین معجزهای که بر وجود مبارک حضرت عیسی بیان نموده، ولادت آن بزرگوار است که شرح مسئله را به صورت تفصیلی در سوره مبارکهی مریم بیان نموده و چگونگی تولد حضرت را تشریح کرده است. خدای حکیم به حضرت مریم دختر حضرت عمران فرزندی عطا میکند؛ درحالیکه مریم دختری باکره بود و همسری نداشت:

«إِذْ قالَتِ الْمَلائِکهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُک بِکلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَم…»

«(به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه‏ای (وجود با عظمتی)از طرف خودش بشارت می‏دهد که نامش “مسیح، عیسی پسر مریم” است…»

اینکه خداوند حضرت عیسی را به “کلمه” توصیف کرده و با واژهی “منه” به خودش نسبت داده، یعنی این جنین بدون اسباب عادی به وجود آمده و مخالف با عادت جاری در تکوین جنین است. لذا این امر عجیب و عظیم را معجزهای برای رسالت و نبوت فرزندش معرفی می-کند:

«…وَ لِنَجْعَلَهُ آیَهً لِلنَّاسِ…»

«…و او را برای مردم نشانه‏ای قرار دهیم…»

یعنی ولادت حضرت عیسی بن مریم به این نحو که بدون پدر متولد شود، برهان قاطعی بر قدرت خارقالعاده الهی و دلیل محکمی بر صدق رسالت عیسوی است.

در آیهی دیگر راجع به حضرت مریم و فرزندش میفرماید:

«… فَنَفَخْنا فِیها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آیَهً لِلْعالَمِین‏»

«… و ما از روح خود در او دمیدیم و او و فرزندش (مسیح‏) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم!»

دمیدن روح در وجود مریمهمان کلمه خدا بود، نه اینکه نطفه ای در کار باشد و شکل بگیرد؛ لذا تشبیه حضرت عیسی به حضرت آدم در آیه شریفه۵۹ سوره آل عمران مربوط به خلقت آن دو نبی است که هر دو بدون نطفه آفریده شده اند؛ پس همچون ولادتی معجزه بود و این آیت قائم به هر دو بزرگوار (مریم و مسیح) بود؛

چراکه این امر دلالت بر قدرت بیکران خداوندی است که فرزندی را بدون پدر خلق کند. اما اینکه “آیه” فرموده نه “آیتین”، چون شأن و أمر مادر و فرزند هر دو آیت و معجزه بودو از این بُعد یک امر محسوب میشد.

تکلم در طفولیت یکی از معجزات حضرت عیسی

حضرت مریم از امر حاملگی و تولد فرزندی بدون پدر به شدت در ترس و اضطراب بود تا اینکه در زیر درخت خرمای خشکیدهای به امر پروردگار عالم فرزند به دنیا آمد.آیات سوری مریم فضای بهتری از سخنان عیسی بن مریم را در طفولیت ترسیم نموده که بخشی از این سخنان، تسلی بخش مریم مقدس و بخش دیگر در دفاع از مادرشان در جمع بنیاسرائیل بیان شده است:

«فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّتَحْزَنِی…»

«ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: غمگین مباش!…»

ظاهر سیاق آیات می‏رساند که ضمیر فاعلی “ناداها” به عیسی برگردد، نه اینکه منظور روح باشد که در آیات قبل ذکر شد و این ظهور را قید “مِنْ تَحْتِها” تایید می‏کند؛ چون با حال مولود نسبت به مادرش در حین وضعِ حمل مناسب‏تر است؛ همچنانکه برگشت ضمیر در جملات قبل و بعد به عیسی، مؤید دیگری بر این معناست.

حضرت عیسی بعد از تولد به مادرش از آن اندوه و غم شدیدی که به وی دست داده بود و آن بانوی عابد، زاهد و مطهره به بدنامی متهم شده بود، تسلی و دلداری داد و به مادرش سفارش کرد که با احدی حرف نزند، بلکه خود حضرت در مقام دفاع از مادرش برمیآید و این حجتی بود که از هیچ دفع کننده‏ای صادر نمیشد؛ زیرا پاسخ دادن کودک وقتی غریب و معجزه است که در گهواره و طفل باشد:

«وَ یُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلًا…»

همچنین در سوری مائده آیه۱۱۰ میفرماید:

«تُکلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کهْلاً»

«و با مردم، در گهواره و در حالت کهولت (و میانسال شدن) سخن خواهد گفت..‏.»

بنابراین بعد از اینکه حضرت مریم در برابر مردم و انتقاد و اتهام شدید آنان قرار گرفت، گفتند: این کودکی که در گهواره است، سخن بگوید؟! یعنی کسی که کودک است، گفتگو با او ممکن نیست!‏ در همان حین آثار معجزه در وجود مبارک حضرت عیسی ظاهر شد و با پاسخ خود مادرش را از هرگونه اتهام، تبرئه نموده و جلالت خویش را به مردم آشکار کرد:

«قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا»

(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: من بندهی خدایم؛ او کتاب آسمانی به من داده و مرا پیامبر قرار داده است.»

آن جناب اصلا متعرض مسالهی ولادتش نشد، -با اینکه تمام مشکل مردم همین امر بود- به این جهت که سخن گفتن کودک تازه تولد یافته معجزه‏ای است که هر چه بگوید جای تردیدی در حقیقت بودن خود نمی‏گذارد؛ به خصوص توجه به آخر گفتارش که بر خود سلام کرد و بر نزاهت و امنیت خویش، از هر قذارت و خباثتی شهادت داد و از پاکی و طهارت تولدش به مردم خبر داد. همچنین اوصاف و شخصیت ملکوتی خود را به مردم بیان نمود و اینکه سخن خود را با جملهی “إِنِّی عَبْدُاللَّهِ” آغاز نمود تا با اعتراف به عبودیت خود برای خدای متعال، از غلو غالیان جلوگیری کند و حجت را بر آنان تمام سازد؛ همچنانکه در آخر کلامش به این مسئلهی توحیدی تکیه میکند.

یکی از معجزات حضرت عیسی بعد از رسالت

حضرت عیسای مسیح پس از وصول به مقام رسالت، برای اثبات رسالت و نبوت خود، بنی اسرائیل را مورد خطاب قرار داد و فرمود: من از سوی پروردگارتان معجزه و نشانههایی برای شما آورده ام؛ یعنی بدون معجزه مدّعی رسالت نیستم، بلکه با معجزه آمده‏ام و به طور یقین در این معجزات اگر از اهل ایمان باشید، برای شما هر آینه آیتی است.

معجزات حضرت عیسی بن مریم که در قرآن کریم بیان شده و با دست مبارک ایشان صورت گرفته، موارد ذیل است:

جان دادن به مجسمه یکی از معجزات حضرت عیسی

حضرت مسیح(ع) در مرتبه اول جهت اثبات ارتباط و رسالت خود، با خوارق و معجزاتی آمد که در نظر آنها بسیار جالب توجه بود.

«…أنّی أَخْلُقُ لَکمْ مِنَ الطِّینِ کهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ…»

«…من از گِل، چیزی به شکل پرنده می‏سازم، سپس در آن می‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏ای می‏گردد…»

سرّ اعجاز در این است که تصویرسازی گل برای تمام بشر مقدور است، اما اینکه حقیقتاً پرنده ای گردد، فقط از ناحیه خدای سبحان مقدور است یا با إذن الهی که در تصویرسازی حضرت مسیح جهت تثبیت رسالت الهی روح بر آن دمیده شد و به إذن خدای سبحان حقیقتاً پرندهای گردید و در آسمان پرواز میکرد؛ چنانکه در سوره مائده به وضوح این حقیقت را بیان کرده است.

ساختن شکل و هیئت پرنده از خاک و دمیدن روح در آن، هم دقیقتر است و هم از نظر علمی و فنی بسیار مشکلتر؛ چون در این برنامه نظم و قوای ظاهری بدن و تشکیلات لازم در میان نبود؛ همچنین روح حیوانی که حاکم بر بدن باشد، وجود نداشت؛ بلکه تنها به وسیله ارادهی الهی و نفخه روحانی صورت گرفت، بدون اینکه احتیاج به مقدماتی داشته باشد؛ اما اینکه ماده ی طین انتخاب شد، چون این ماده از مواد پایینتر عالم مادی است و در عین حال نرم، بدون شکل خاص و قابل انعطاف است.

از سیاق آیه چنین برمیآید که در زمان حضرت عیسی پیکرسازان بسیار وجود داشت؛ حتّی یهودیها تصاویر گوناگون مثل صورت انبیاء و ملائکه و غیر آنها میتراشیدند و به آنها سجده می‏کردند. این پیکرسازی از گِل و دمیدن جان به آن مجسمه بیروح و دست ساخته به اذن الهی، از جمله معجزات حضرت عیسای مسیح بود که به عنوان حجتی برای حقانیت رسالت خویش اقامه نمود.

شفای بیماران صعب العلاج و ناعلاج یکی از معجزات حضرت عیسی

از دیگر معجزات حضرت عیسی این بود که کور مادرزاد را شفا میداد و بیماران مبتلا به پیسی را بهبود می بخشید:

«…وَ أُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ…»

«…و به اذن خدا، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص (پیسی‏) را بهبودی می‏بخشم‏…»

“أکمه” کور مادرزاد یا مطلق کوری است؛ یعنی کسی که از نعمت بینایی و نیروی باصره محروم بوده و علاج آن جز با قدرت الهی امکان پذیر نیست و “برص” بیماری پوستی است که لکه های سفیدی در پوست انسان ظاهر میشود و از جمله بیماریهای صعب العلاج است و “إبراء” به معنای برطرف کردن نقص و ضعف بوده به طوریکه به بهبودی کامل برسد؛ چنانکه خدای تبارک و تعالی در آیه دیگر خطاب به حضرت عیسی بن مریم میفرماید: «و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‏دادی.»

دلیل ذکر شدن این دو بیماری یا به این علت است که أطباء در معالجه این نوع بیماران عاجز مانده بودند، با اینکه پزشکان آن روز معالجات حیرتآوری انجام میدادند؛ یا مردم شفا یافتن این نوع بیماران را به عیان مشاهده میکردند و جایی برای انکار باقی نمیماند. پس عیسی بن مریم با دست مسیحایی خویش چشم نابینا و مبتلایان به برص را مسح میکرد و همان حین مبتلایان به إذن الهی به طور معجزه آسا شفای کامل مییافتند.

زنده کردن مردگان یکی از معجزات حضرت عیسی

زنده کردن مردگان نیز همچون دمیدن روح در پرنده گِلی، معجزه مسیح بود:

«… وَ أُحْیِ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِ اللَّه‏…»

«…و مردگان را با اذن خدا زنده میکنم…»

از تعبیر زنده کردن مردگان که به صورت جمع بیان شده، فهمیده میشود که حضرت مسیح بارها مرده را زنده کرده بود و زمانی که مرده ای را زنده میکرد، با او سخن میگفت، بعد دوباره او را میمیراند. در سوره مائده خدای سبحان خطاب به حضرت عیسی میفرماید:

«…وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِی»

«…و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می‏کردی»

مراد از “تُخرجُ” خارج کردن مردگان از قبور است؛ یعنی اخراج اطلاق شده، اما لازمه آن که زنده کردن باشد، اراده شده است؛ چون میت به خاطر میت بودن در قبر قرار میگیرد و از قبر خارج میشود به دلیل سببی که در قبر قرار گرفته که لازمه آن خارج کردن از آن مکان است. در آیات دیگر نیز خروج به معنای إحیاء آمده است.

پس بیرون کردن مردگان کنایه از زنده کردن آنان است و امواتی که مسیح زنده می‏کرده، مردگان مدفون بوده‏ اند که آن جناب با بیرون کردن از قبور به آنان حیات می‏داد و اینکه لفظ “مَوتی” در خروج مردگان نیز جمع آمده، بیانگر این است که مرده زنده کردن مسیح مکرر اتفاق افتاده است.

اخبار از غیب یکی از معجزات حضرت عیسی

یکی دیگر از معجزاتی که عیسای مسیح در قرآن از آن یاد میکند، خبر دادن از غیب است:

«…وَ أُنَبِّئُکمْ بِما تَأْکلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکم‏…»

«…و از آنچه می‏خورید، و در خانه‏های خود ذخیره می‏کنید، به شما خبر می‏دهم…»

إخبار به غیب مختص به خداست و در مرتبهی دوم رسولانی که خدای متعال به وسیله وحی به آنان آگاهی داده که خود معجزه‏ای دیگر است. این خبر دادن از غیب را کسی در معجزه بودنش شک نمی‏کند؛ برای‏ اینکه هیچ احدی عادتا ‏تردیدی ندارد از اینکه چه چیزی خورده و در خانه خود چه چیزی را ذخیره کرده است‏. اما اینکه معجزه إخبار از غیب را مقید به اذن خدا نکرده، با اینکه هیچ معجزه‏ای بدون اذن خدا تحقق نمی‏یابد،

برای اینکه از این معجزه تعبیر به إخبار کرده و خبر دادن غیر از خلق نمودن، زنده کردن و امثال اینهاست که حقیقتا فعل خداست و اگر به عیسای مسیح نسبت داده شده، باز با اذن خدا خواهد بود و رسول خدا در این امور استقلالیت ندارد. از سویی در موارد پیشین ممکن بود توهم الوهیت عیسی به وجود بیاید، لذا تاکید به اذن خدای سبحان در آن افعال این شبهه را برطرف میکند؛ ولی در مورد إخبار از غیب چون امری طبیعی بوده و هر کسی با اندکی ریاضت میتواند به آن برسد، دیگر از اذن خداوند چیزی نگفت.

مائده آسمانی یکی از معجزات حضرت عیسی

داستان مائده آسمانی که در قرآن به عنوان معجزه و نعمت الهی بیان شده، مربوط به حواریون عیسای مسیح است که با درخواست مسیح از ناحیه خدای متعال جهت نشان دادن قدرت الهی و تصدیق نبوت خویش به حواریون نازل شد. از ناحیه خدای سبحان به حواریون که از صحابه مخلص عیسای مسیح بودند، الهام شد: به من و رسول من ایمان بیاورید! آنها نیز امتثال امر کردند و شهادت دادند که تسلیم و مطیع امر الهی هستیم. بعد قرآن ماجرای مائدهی آسمانی حواریون را بازگو میکند:

«إِذْ قالَ الْحَوارِیُّونَ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّک أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ…»

«در آن هنگام که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‏تواند مائده‏ای از آسمان بر ما نازل کند؟…»

مراد حواریون از استطاعت پروردگار رضایت الهی بر انجام این فعل بود؛ چون آنها اولا از اهل ایمان بودند و به قدرت الهی علم داشتند؛ ثانیا اراده آنها از این درخواست، مشاهده این مائده با چشم خود و رسیدن به اطمینان قلبی بود؛ همچنانکه حضرت ابراهیم از خداوند خواست که زنده کردن مردگان را به ایشان نشان بدهد تا با این امر به اطمینان قلبی برسد. پس علم نظری مد نظر نبود، بلکه علم معاینه و مشاهده میخواست که شبهه بردار نیست. لذا اراده حواریون با درخواست نزول طعام آسمانی این بود که اطمینان قلبی، یقین به قدرت بیکران الهی، یقین به صدق نبوت عیسای مسیح در وجودشان زیاد شود؛ چون دلالت علم حسی برای رساندن انسان به مطلوب، خیلی قویتر از علم نظری است که نیاز به براهین دارد.

حضرت عیسی در پی این خواسته، از خداوند متعال مائده آسمانی درخواست نمود؛ سفره طعامی که چند ویژگی داشته باشد:

«قالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَهً مِنَ السَّماءِ تَکونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَهً مِنْک وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِین‏»

«عیسی بن مریم عرض کرد: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‏ای از تو و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»

مراد این است که روز نزول مائده برای حواریون و دیگران که در عصر عیسی بن مریم میزیستند و اقوام بعدی که از امت و پیروان حضرت باشند، به عنوان عید باشد؛ یعنی روزی که آن را با عظمت و با شرافت بشمارند و از سویی به عنوان رزق جسم و جان آنها بوده و همچنین این مائده نشانه و معجزه رسالت باشد.

خدای متعال نیز در برابر این درخواست رسول خدا مائدهی آسمانی را برای آنها نازل کرد و در مقابل به منکران این اعجاز عذاب شدید و بینظیری وعده داد.

منبع:آسمونی
http://www.asemooni.com/?p=308552